الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

122

الغدير ( فارسى )

كرده كه گفت : از پدرم شنيدم كه مىگفت : شنيدم رسول خدا در روز جحفه دست على را گرفت و خطبه‌اى ايراد كرد و پس از حمد و ثناى خداوند فرمود : اى مردم ، آيا من ولىّ شما هستم ؟ همگى گفتند : آرى ، سپس دست على را بالا برد و فرمود : اين دوستدار من و كسى است كه قرضهاى مرا ادا مىكند . من دوست با كسى هستم كه او را دوست باشد و دشمن كسى هستم كه او را دشمن باشد . « 1 » نسائى نيز به اسنادش از عبد الرحمن بن سابط ، از سعد آورده كه گفت : در ميان جمعى نشسته بودم كه على را نكوهش كردند . به آنها گفتم : هر آينه از رسول خدا سه خصلت و امتياز براى على بن ابى طالب شنيدم كه اگر يكى از آن خصلت‌ها در من مىبود ، مرا محبوب‌تر از شتران سرخ موى بود . از آن حضرت شنيدم كه فرمود : همانا على براى من به منزلهء هارون است براى موسى جز اينكه پس از من پيغمبرى نخواهد بود و نيز شنيدم كه فرمود : البته ، فردا رايت لشكر اسلام را به كسى مىدهم كه خدا و رسولش را دوست دارد و خدا و رسول هم او را دوست دارند و باز شنيدم كه فرمود : هركس كه من مولاى اويم ، على مولاى اوست . « 2 » باز نسائى به اسنادش از مهاجر بن مسمار آورده كه گفت : عايشه دخت سعد از سعد نقل كرده كه گفت : با رسول خدا در راه مكّه بوديم ، در حالى كه وى متوجه آنجا بود . « 3 » چون به غدير خم رسيد ، در آنجا توقف كرد تا آنان كه عقب مانده بودند ، رسيدند و آنان كه پيش‌تر رفته بودند ، بازگشتند . همين كه مردم گرد آمدند پيامبر خطاب به آنان فرمود : اى مردم ، ولىّ شما و ولى عهده‌دار امورتان كيست ؟ گفتند : خدا و رسولش . اين سؤال و جواب سه بار تكرار شد ، سپس دست على را گرفت و او را به پا داشت و فرمود : هركس كه خدا و رسولش ولىّ اوست ، پس على ولىّ اوست . بار خدايا دوست دار آن را كه او را دوست دارد و دشمن دار آن را كه او را دشمن دارد . « 4 »

--> ( 1 ) . الخصايص 3 . ( 2 ) . همان 4 . ( 3 ) . در نسخه‌هاى كتاب چنين آمده ، ولى صحيح آن چنين است : در حالى كه متوجه مدينه بود . ( 4 ) . الخصايص 18 .